شهيد سردار خليل شمشيربند:
خلیل شمشیربند، فرزند قنبر، در ۱آبان۱۳۲۱ از مادری به نام فضّه در روستای بالا وِلُوِیه از توابع چهاردانگه شهرستان ساری دیده به جهان گشود. بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از ۲۵بهمن۱۳۵۷ به عضویت کمیتهی انقلاب اسلامی ساری درآمد. در سال۱۳۵۸ با تسویه حساب از کمیته، نیروی رسمی سپاه ساری شد. ابتدا در مسئولیت گشت شهری خدمتکرد. با شعلهور شدن بحران در کردستان، ۵شهريور۱۳۵۹ از طرف سپاه، راهی کردستان شد.
آخرین اعزام سردار شمشیربند در۱۸ اسفند۱۳۶۴ بود و تنها ۶روز بعد، در ۲۳اسفند۱۳۶۴، در حالی که به عنوان فرماندهی گروهان یکم گردان مالک اشتر لشکر۲۵ کربلا در عملیات والفجر۸ در فاو حضور داشت، به علت اصابت مستقیم گلولهی دشمن به درجهی رفیع شهادت نائل آمد.
دبارهی شهید:
دختر شهيد شمشیربند: سن چندانى نداشتم اما به خاطرم مىآيد هنگامى كه امام عزيزمان در تلويزيون سخنرانى مىكردند، پدرم بى اختيار اشک مى ريخت و از خدا طلب مىكرد به خدمت امام مشرّف شوند و هميشه طلب شهادت داشت. به مادرم مىگفت به گفته امام ما كه رفتنى هستيم پس چه بهتر كه در راه دين و قرآن و اسلام فدا شويم و نزد خداوند برويم و سرانجام به آرزوى ديرينهشان رسيدند. پدرم در فعاليتهاى مذهبى قبل از انقلاب و بعد از انقلاب شركت مىكرد. بعد از انقلاب در بسيج و مسجد كلاس قرآن و احكام داشت كه من و خواهرم از شاگردان هميشگى او بوديم. ايشان تأكيد داشتند كه دوستان خود را تشويق به اين ردهها نمایيم و مىفرمود از امام اطاعت كنيد و حجابتان را رعايت كنيد و قرآن را ياد بگيريد و به ديگران هم بياموزيد.
وصیت نامه:
اگر شهيد شدم شما همه خوشحال باشيد كه اين خون ناقابل من در راه رشد درخت انقلاب نثار شد. جنازهام را در گلزار شهدا سارى دفن نماييد كه اميد شفاعت اين عاشقان سبقت گرفته از همه به سوى الله، آمرزش گناهانم باشد.


