شهید سردار حاج میرزا علی رستمخانی:
فروردین سال۱۳۳۲ در یکی از روستاهای توابع زنجان چشمبهجهانگشود. دوران کودکی خود را در محیطی روستایی که آکنده از محرومیت بود به سر برد و در همانجا به یادگیری قرآن و نهج البلاغه همت گماشت. سپس در نوجوانی پا به میدان تحصیل علم و دانش نهاد. او علاوه بر تحصیل، یار و یاور پدرش در امر کشاورزی بود. پس از مدتی به خدمت سربازی اعزام شد و توانست پایاننامه هوابردی را اخذ نماید. این شهید بزرگوار پس از پیروزی انقلاب اسلامی از اولین تشکیلدهندگان سپاه زنجان بود. شهید رستمخانی همزمان با تجاوز عراق به ایران در جبهههای نبرد حق علیه باطل حضوریافته و به خدمت برای اسلام و ایران مشغول بود. او با شرکت در چندین عملیات از قبیل فتحالمبین، بیتالمقدس، خیبر و… سرانجام در عملیات بدر با همرزم شهیدش محمدناصر اشتری، شهادت در راه خدا را بر زندگی دنیوی ترجیحداده و ۲۶اسفند۱۳۶۳ در عملیات بدر به شهادت میرسد. شهید رستمخانی در عملیات آزادسازی خرمشهر فرمانده یکی از چهارگردانی بود که نیروهای زنجان در آن حضورداشتند.
دربارهی شهید:
نقل قول از همرزم شهید: در عملیات بدر آتش دشمن بسیار سنگین بود. طوری که هیچکس توان حرکت نداشت. بر اثر آتش دشمن، همه جا تاریک شد و دود آتش همه جا را فراگرفت. لحظات بسیار سختی بود. من به چهره حاجی خیره شدهبودم. داشت با بیسیم صحبت میکرد. تماس رادیویی قطع شد. حاجی لحظاتی نشست و شاهد آتش بیامان دشمن بود. بهطور غیرقابل تصور حاج میرزاعلی یک دفعه بلند شد و سرپا ایستاد و خود را در معرض آتش و ترکشها قرارداد. هر چه اصرارکردیم حاجی بنشین، گوشنکرد. بعد از مدتی که آتش دشمن کم شد، رو به او کردم و گفتم: حاجی این چه کاری بود که کردی؟ و او در جواب من گفت: منصور یک دفعه احساس کردم که آتش دشمن میخواهد عزمم را بشکند و روحیهام را نابودکند، لذا با این کار خواستم با آن مقابلهکنم. این واقعه در عصر روزی اتفاقافتاد که حاجی شب آن به شهادترسید.
وصیتنامه:
اى مسلمانان و اى مردم محروم دنیا! اگر پشتیبان این نایب امام زمان( عج) و این تنها وارث محرومین در روى زمین بعد از معصومین باشید، یقین بدانید به قول خود رهبر، آمریکا و شرق و غرب، هیچ غلطى نمىتوانند بکنند و اما در غیر این صورت خوارى و ذلت گریبانگیر شما خواهدبود.


