شهید مجید کشکولی:
سومین فرزند خانواده بود. او تحصیلات خود را تا سوم متوسطه به پایان رسانید و در حالی که۱۸ سال بیشتر نداشت و شور برادر شهیدش در رگهای وی جریان داشت از طرف ناحیه مقاومت بسیج سپاه جهت دفاع از وطن راهی جبههشد. در۲۱ سالگی ازدواجکرد و صاحب یک فرزند شد. وی بارها در جبهه حضور داشت و عاقب در منطقهی چنگوله به شهادت رسید. مزار این شهید والامقام در گلزار شهدای حضرت علی صالح( ع) قراردارد.
دربارهی شهید:
مادر شهید کشکولی نحوه شنیدن خبر شهادت فرزندش را این گونه بیانمیکند:
شب اربعين حسيني بود. نذري درست كرده بودم. قرار بود برای پخش نذری مجيد هم بياید كمک كارم شود اما از مجيد خبری نبود. شب اربعين به صبح رسيد و باز هم از مجيد خبری نشد. خيلی بیتاب شدهبودم. میدانستم كه خبری شده. روز اربعين شروع به تقسيم نذری كردم و همچنان چشم به راه مجيد بودم. تا اين كه باز برادران سپاه آمدند و خبر شهادت پسر ديگرم، مجيد را برایم آوردند. من هم صلوات فرستادم و از اين خبر استقبال كردم. وقتی همرزمانش گفتند كه مجيد به قصد ديدار امام از جبهه چنگوله عازم ايلام بوده كه در بين راه توسط گروه فُرسان( گروهی از منافقين كه پس از به شهادت رساندن هر نفر، يک گوش او را ميبريدند تا در قبال آن جايزه دريافت كنند. ) كمين خورده و به شهادت رسيده است، فهميدم كه امام حسين( ع) نذرم را قبول كرده.
وصيتنامه:
با سلام و درود فراوان و رحمت خداوند تبارک و تعالى بر امام عصر، حضرت بقية الله الاعظم، صاحب الامر، مهدى موعود( عج) و نائب برحقش امام خمينى( روحى له الفداء) . از عاشوراى گرم و خون بار حسين تا كربلاى پر از خون حسينيان زمان كربلاى خون رنگ ايران. قلم كوتاه و زبان قاصر. نمىدانم چگونه فكر كنم كه به اين از خدا بیخبران بفهمانم كه به خدا ايمان داشته باشيد و دست از اين توطئههاى شوم و آمريكایى برداريد و به سوى خدا هجرتكنيد و با خداوندتان به عبادت برخيزيد كه خداوند در آيه۱۰ و۱۱ سورهی صف به آن اشاره فرمودهاست و انسان را به سه هدف اصلى كه آن دارا بودن تقوا و ايمان به خدا و جهاد در راه خدا با جان و جهاد با مال كه اين سه هدف اصلى است، اگر دانسته باشيد. گر چه شما مردانى با خرد و آگاه باشيد، مردان مؤمن كه در راه خدا جهاد مىكنند و با دشمن اسلام ستيز مىكنند و ايثارگریها و از خودگذشتگیها در معركه از خود نشان مىدهند، راهى است كه به شما مردانى كه كبر و غرور مىورزيد، نشان مىدهد كه يک لحظه به خود آييد و به خود فكر كنيد كه اميرالمؤمنين مىفرمايد: « اى كسى كه چيزى گم كردهاید و دنبال آن چيز مىگرديد برو خودت را پيدا كن. اول تو خودت را گم كردهاى و خودت را هنوز نيافتهاى» .
من در اينجا به امت حزبالله و عزيزان رزمنده كه در راه خدا با اين منافقها به ستيز برخاستهاند، هشدار مىدهم كه امام را تنها نگذاريد و به اسلام و خون شهيدان پاى بند باشيد.
به خدا قسم طبق همان آيه که در سوره صف آمدهاست، من آن چه را گفتم به انجام خواهمرساند و تا آخرين لحظه مقاوم و استوار خواهم ايستاد و طبق كلام مولا على( ع) سرم را به خدا عاريه خواهم داد و دندان روى دندان گذاشته و قرص و محكم چون كوه استوار در مقابل حوادث ايستاده و هرگز حركت نخواهمكرد و از زرق و برق تانک و توپ دشمن نخواهم هراسيد و تا آخرین لشكر دشمن نابود نشود، ايمن نخواهم بود و تا به شهادت نرسم دست بردار نيستم. عزيزان به خدا قسم اين راه را كوركورانه و از روى جهل و نادانى انتخاب نكرده و از روى هواى نفس نبوده است، بلكه به خاطر رضاى خدا و احيا نمودن احكام اسلام و جارى نمودن احكام شرع اسلام بوده است.
مادر مىروم تا در كربلاى حسين( ع) به شهادت برسم و بر زمين سجدهكنم و خاک پاک كربلا را ببوسم و به نداى حسين زمان لبيک بگويم و به مقام والاى انسانيت برسم كه خواست خداوند متعال مىباشد.


