شهید سردار سید منصور نبوی:
او اهل ساری بود. پس از هفت سال حضور مستمر در جبهههای غرب و جنوب کشور در عملیاتهای والفجر مقدماتی،۲، ۳، ۴، ۸، بدر، قدس۱ و ۵، کربلای۱، ۲ و۴ چندین بار مجروح شد و سال۱۳۶۶ در عملیات کربلای۸ در شلمچه به درجهی رفیع شهادت نائل آمد.
دربارهی شهید:
مادرش ازقول یکی ازدوستانش می گوید: سید منصور، برای عملیاتی آماده میشد. در آن عملیات، موهای خود و دوستانش را کوتاهکرد و به آنها گلاب زد. همانجا شربتی درست کرد و به نیروهایش گفت: بیایید شربت شهادت بنوشید. بچهها میگفتند: تو چرا این کارها را میکنی؟ بالاخره گلولههای بعثی روزی تو را میکشند. سید منصور در جواب آن ها به شوخی میگفت: کی؟ صدام میخواهد بچههایم را صغیر کند؟ پدر صدام را درمیآورم.
وصیتنامه:
چه سخت است روز قیامت برای آن رهرو راه امامحسین( ع) که بدن مولایش پاره پاره باشد ولی بدن او سالم و سر در بدن داشتهباشد.
سعادتمان را مدیون هدایت پروردگار و رهبری پیامبرگونه ولایت فقیه هستیم. افتخار بر من است که مرگی نصیبم میشود که شریفترین مرگها است.
عقیده داشتم که جبههها محل کسب تقوا، اخلاق اسلامی، ایثار، ایمان، جهاد، معجزه و شهادت و همه خصلتهای اسلامی و انسانی است. ماندن در جبهه را بر همهی مسائل زندگی ترجیح دادم و با خدایم عهد بستم که تا پیروزی یا شهادت که هر دو مکمل یکدیگرند در هر جای جهان برای رضای او در مبارزه با شیاطین و از خدا بیخبران باشم تا باشد که معشوقم قبول خدمت نموده و مرا به جوار خود ببرد.
برادران حزب الله، به چهرههای مظلوم یتیمهای شهدا نگاه کنید و ببینید از شما چه انتظار دارند. نکند فردای قیامت در مقابل شهدا و کودکان یتیم شهدا شرمندهباشیم.


