شهید سيدمهدی يحيوی:
۱۱فروردين۱۳۴۱ در كرج بهدنياآمد. سيدمهدی پنجمين فرزند و سومين پسر خانوادهای مذهبی بود كه با تشويق پدر و برادرانش در مجالس مذهبی شركتمیكرد. در خانه آموزشهای دينی و قرآنی را از پدر و مادر آموخت. هنگام ۷سالگی در دبستان مسلمبنعقيل مشغول تحصيلشد و پس از اتمام دورههای ابتدايی و راهنمايی به هنرستان صنعتی كرج رفت. با فرمان امامخمینی( ره) و تشكيل جهادسازندگی عضو فعال اين نهاد شد و به روستاها میرفت و مشغول كار و سازندگی میشد. با شروع درگيریهای منافقين در غرب كشور با عدهای از دوستان خود مدت ۴ماه آنجا بود و با آغاز جنگ تحميلی در آبان۱۳۵۹ عازم جبهههای جنوب شد. پس از ۲ماه نبرد در آبادان و خرمشهر به كرج بازگشت. عاشق جبهه بود به طوری كه پس از فوت پدر با وجود مشكلات باز به جبهه برگشت. او در ۲۳فروردین۱۳۶۲ با اصابت تركش خمپاره بر پا در فكه بهشهادترسيد و پيكر پاکش پس از تشييع در امامزاده محمد( ع) به خاک سپردهشد.
دربارهی شهید:
مادر شهيد چنين تعريف كرده است: شب سال نو بود و مزار سيدمهدی شلوغ. در بين زوار خانمی بود كه زيارت عاشورا میخواند و میگريست و من نمیشناختمش. از وی سوال كردم كه شما نسبتی با شهيد داريد؟ ايشان جواب داد من خودم همسر شهيد هستم. وصيتنامهی شهيدم گمشدهبود. هر جا میگشتم پيدانمیشد. از شهيد سيدمهدی خواستم و متوسل شدم تا اين كه شبی در خوابم به من گفت: وصيتنامه در فلان مكان است. صبح به آن مكان رفتم، پيدايش كردم. حالا هر وقت اينجا میآيم برای ایشان هم زيارت عاشورا میخوانم.
وصیتنامه:
تقاضا میکنم به اسلام و قرآن و ولايت اهميت و ارزش قائلشويد و بيش از هر چيز به فكر آنها باشيد. مبادا روح شهدا را بيازاريد كه خشم خدا شامل حالتان میشود. با دوستان خدا، دوست و با دشمنان خدا، دشمن باشيد. خود جداكننده صفت حق و باطل باشيد نه انسانهای بیتفاوت. مبادا با دشمنان اسلام و قرآن و كسانی كه به اسلام و احكام الهی و همچنين كسانی كه اعتقادی به ولايت ندارند، نشست و برخاست كنيد. جسم و روحتان را پاک نگهداريد. در مقابل جريانهای سياسی بیتفاوت نباشيد. در بالا بردن انديشه اسلامی خود بكوشيد.


