شهید محمدعلی صالحی:
شهید کندوله خدمت مقدس سربازی را در جبهههای مقدس سپری کرد. پس از پایان خدمت با همان روحیهی بسیجی از دانشگاه جبهه، راهی حوزه میشود. تحصیلات حوزوی را در حوزهی علمیه آشتیان آغاز کرد و در همین زمان نیز ازدواج نمود. سپس برای ادامه تحصیل سال۱۳۶۴ به حوزهی علیمه یزد رفت. ثمرهی ازدواج شهید دو فرزند میباشد. شهید کندوله بارها راهی جبهههای حق علیه باطل شد تا این که سال۱۳۶۵ در منطقهی عملیاتی موسیان مورد اصابت ترکش خمپاره قرارگرفت. وی شب۱۹ رمضان به حالت اغما میرود و صبحدم۲۱ آن ماه مبارک به فیض شهادت نائل میآید. پیکر پاکش در گلزار شهدای صالحآباد قرار دارد.
دربارهی شهید:
منسیه صالحی( دخترشهید) : پدر درس طلبگی خوانده بود. علاقهی زیادی به جبهه و خدمت به رزمندگان داشت. زمستان سال۶۵ زمانی که ۲۱سال داشت ازدواجکرد و ۱۵روز از عروسیاش گذشتهبود که راهی جبهه شد. پدرم حلقهی ازدواج و تنها فرشی را که در خانه داشت به مبلغ ۱۴هزار تومان فروخت که از این مبلغ ۱۲هزار تومان را به جبهه اهداکرد و با مابقی آن موکت خرید تا به جای فرش از آن استفادهکنند.
وصيتنامه:
از شما خواهش دارم که به جان امام و رزمندگان دعا کنید. این وصیت را در حالی مینویسم که این کلمهها از اعماق دلم نقش بر روی صفحهی کاغذ میبندد و این جملهها با سوزی پر از درد و ناله همراه است، چرا که چون واقعاً شرمنده هستم که نتوانستم خدمتی برای این انقلاب انجام دهم و با چشمی گریان و رویی خجل از خانواده شهداء که یک عمر فرزندان خود را بزرگ کردند و روانه جبهه کردند و این عزیزان با خون سرخ خود ریگزارهای جنوب و غرب را شستند و درخت تنومند انقلاب را آبیاری کردند. چطور دلخوش باشم و گریان نباشم از آن که خون دههاهزار نفر مخلص در راه این انقلاب ریختهشده و شرمنده پروردگار هستم که با کولهباری از معصیت میخواهم نزدش بروم. دیگر خسته شدم. نمیخواهم در این دنیا بمانم. میخواهم پروازکنم به سوی مولایم، آقایم. میخواهم پشت به دنیای بیوفا کنم و انشاءالله دیگر نزدیک است که خداوند توفیق شهادت را در راهش به من عنایتکند. این دنیا گذرگاهی است و زمان همانند ابرهای آسمان زود گذر. شهد شیرین شهامت گوارای جانشان باد.


